براي مادر...
شبهای مدینه دلگیره "مادر" دیگه داره میمیره
نیمه شب
باد خزون میون خونه علی پیچیده
سکوت شب ناتمومه برای فاطمه ی قد خمیده
بیداره حیدر تا سحر با اضطراب و دلهره
مسافرش شاید بخواد که امشب از دنیا بره
شبهای مدینه دلگیره علی دیگه داره میمیره...
شب تا سحر میگه علی فاطمه جان پاشو بازم دعا کن
فاطمه جان فاطمه جان چشاتو وا کن به من نگاه کن
نمیتونی حتی دیگه بغل بگیری زینب رو
شبیه دیشب باز باید دوام بیاری امشب رو
صدا کن علی رو وقتی که دیگه سفر تو نزدیکه
تو ماه شبای منی خونه بدون تو تاریکه
شبهای مدینه دلگیره علی دیگه داره میمیره
اذون صبح تا میرسه فاطمه دنبال صدا میگرده
ولی علی با چشم خیس دوباره دنبال دوا میگرده
بهای این شبهای سرد چشمای سرخ حیدره
ولی دلش خونه که شاید این نماز آخره
چه نیمه شبهای سنگینی طلوع سحر غمگینی
رها نمیکنه زهرا رو دردی که نداره تسکینی
شبهای مدینه دلگیره علی دیگه داره میمیره
از همه بازديد كننده هاي عزيز التماس دعا
ياعلي
سلام این وب متعلق به مداح اهل بیت کربلایی مصطفی نجفی میباشد تا عاشقان